در جریان یک حمله استشهادی در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۱ (۷ می ۲۰۰۲) ۱۶ اسرائیلی کشته و بیش از ۵۰ نفر دیگر زخمی شدند. در حمله دیگری در روز ۲۳ فروردین همین سال در غرب بیت المقدس ۶ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند. روز قبل از این عملیات، عملیات دیگری در نزدیکی شهر حیفا انجام شد که در جریان آن ۸ نفر کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند. در روز ۹ مارس ۲۰۰۲ نیز عملیاتی در نزدیکی اقامتگاه آریل شارون، نخست وزیر رژیم صهیونیستی انجام شد که در اثر آن ۱۱ نفر کشته و حدود ۶۰ نفر مجروح شدند. یک لیست طولانی از وقوع چنین عملیاتهای شهادت طلبانه ای از آغاز انتفاضه وجود دارد که در اکثریت قریب به اتفاق آنها، شخص عملیات کننده شهید و چند اسرائیلی کشته و مجروح شده اند. درباره عملیات های مذکور سوالات بسیار فراوانی وجود دارد. چرا این عملیاتها به وجود می آیند. عملیات کنندگان چه کسانی هستند و با چه انگیزه ای دست به این عمل می زنند. تأثیر این عملیاتها بر انتفاضه و آینده فلسطین چیست. عملیاتهای شهادت طلبانه چه هزینه هایی برای فلسطینی ها در بردارد. آیا در مورد انجام چنین عملیاتهایی میان فلسطینی ها و حامیان آنان اتفاق نظر وجود دارد و…؟

تاریخچه استفاده از شیوه «انتحار» در تاریخ بشر دارای ریشه طولانی است. به گونه ای که برخی از محققین از عملیاتهای انتحاری در قرن یازدهم میلادی در ایران اشاره می کنند. آنها به «فدائیان» حسن صباح اشاره می کنند که در حین عملیات، با خود حشیش حمل می کردند و در صورتی که در آستانه مرگ قرار می گرفتند، دست به خودکشی می زدند. فدائیان که رهبر آنان «بزرگ امیر» بود با تغلیظ شیره تریاک، آن را در محفظه عایق مانندی در درون یکی از دندانهای خود جاسازی می کردند، هنگامی که در حین عملیات در دام نیرو های سلاطین گرفتار می شدند و امیدی به نجات نداشتند، مواد درون دندان خود را بلعیده و پس از دو ساعت می مردند. علاوه بر این در برخی جوامع اسلامی در قرن ۱۸ که بخشهایی از هندوستان امروزی محسوب می شدند، برای بیرون راندن استعمارگران اروپایی به عملیاتهای افتخاری متوسل می شوند. کامیکازه که در فرهنگ سیاسی دنیا در زمینه عملیتهای انتحاری شهره است، نام یک خلبان انتحاری ژاپنی بود که در خلال جنگ جهانی دوم با هواپیمای نظامی خود را به قلب ناوهای نظامی آمریکا می کوبید. پس از وی کامیکازه که در زبان ژاپنی معادل «تندباد خدایان» است و نشانی از تقدسی دارد که افراد برای مقابله با برتری هوایی آمریکا خود را فدا می کردند، به یک استراتژی مهم ژاپنی ها علیه آمریکا تبدیل شد. همانگونه که امروزه فلسطینی ها از لقب شهید برای انتحارکنندگان استفاده می کنند، در ژاپن کامیکازه و کامیکازه کردن در نزد ژاپنی ها بسیار با ارزش تلقی می شد به گونه ای هنوز کامیکازه برای ژاپنی ها مورد تقدیر و تحسین است. ببرهای سیاه به گروهی از زنان عضو جنگجویان تامیلی در سریلانکا اطلاق می شد که از شیوه انتحار برای پیش بردن اهداف خود استفاده می کردند. زنان عضو این گروه صدها عملیات انتحاری در داخل شهرهای تحت کنترل دولت مرکزی انجام می دادند. از آنجا که دولت هند از حامیان اصلی دولت مرکزی سریلانکا بود در سال ۱۹۹۱ یک ببر سیاه عضو تامیل ها در حالیکه مواد انفجاری به خود بسته بود در جریان یک حمله انتحاری راجیو گاندی نخست وزیر اسبق هند را ترور کرد. در سال ۱۹۸۷ نیز کیم هیون هویی اهل کره شمالی با جاسازی یک بمب ساعتی در هواپیمای مسافربری کره جنوبی، ۱۱۵ نفر را کشت و هنگامی که دستگیر شد، سعی نمود تا از یک کپسول سیانور استفاده کند. در طول جنگ ۸ ساله ایران و عراق، محمد حسین فهمیده کودک ۱۳ ساله ایرانی با کمربندی حامل نارنجک خود را به زیر تانک عراقی ها انداخته و آنرا منهدم نمود. فهمیده به یک الگو برای ایرانی ها تبدیل شد و رهبر انقلاب با تایید عمل شهادت طلبانه فهمیده وی را رهبر انقلاب نامید. در ۱۱ سپتامبر نیز گروهی که هنوز هویت آنان مشخص نیست، به صورت انتحاری با هواپیماهای مسافربری به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک اصابت کردند.

عملیاتهای استشهادی در فلسطین فلسطینی ها در جریان انتفاضه سال ۱۹۸۷ که به انتفاضه بزرگ و انتفاضه اول و انتفاضه سنگ معروف شد، حتی یک گلوله هم شلیک نکردند. اما اسحاق رابین نخست وزیر رژیم صهیونیستی با شکستن استخوانهای جوانان فلسطین به آن پاسخ داد و از سال ۱۹۹۱ و پس از آنکه نیروهای صهیونیستی توانستند آثار این انتفاضه را مهار کنند، نیروهای مقاومت فلسطین به سلاح متوسل شدند و سربازان اسرائیلی را در نوار غزه مورد هدف قرار دادند. از این سال فلسطینی ها از اتومبیل های بمب گذاری شده استفاده می کردند. در آخرین ماه سال ۱۹۹۲، نیروهای اشغالگر ۴۱۵ نفر از رهبران جنبش اسلامی فلسطین را به «رج الذهور» تبعید کردند و در مقابل گردانهای قسّام تصمیم گرفتند با شیوه عملیات شهادت طلبانه به این اقدام رژیم صهیونیستی پاسخ دهند. در این مرحله نیز هدایت اتومبیل های بمب گذاری توسط چریکهای فلسطینی، شیوه مبارزه بود. «ساهر حمد الله التهام» در تاریخ ۱۶ آوریل ۱۹۹۳ اتومبیل بمب گذاری شده ای را به سمت «میگولا» در ۱۵ کیلومتری رود اردن به حرکت در آورد. این اتومبیل در میان دو کامیون نظامی اسرائیلی منفجر شد. در تاریخ۱۰ آوریل همان سال «سلیمان زیدان» اتومبیل دیگری را هدایت کرد که به یک کامیون نظامی در نزدیک شهرک یهودی نشین «بیت ایل» در نزدیکی رام الله برخورد کرد. پس از وقوع کشتاری در حرم ابراهیمی در شهر الخلیل در ۲۵ فوریه ۱۹۹۴ماهیت حملات انتقام جویانه فلسطینی ها وارد فاز جدیدی شد. در ۱۳ آوریل ۱۹۹۴ برای نخستین بار کمربند انفجاری مورد استفاده قرار گرفت و قهرمان این عملیات «عمار عمارنه» بود که در «خضیره» پنج نفر از جمله چند سرباز اسرائیلی را به قتل رساند. عملیات شهادت طلبانه بین سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷ یعنی از وقوع کشتار در حرم ابراهیمی تا زمان حفر تونلی در زیر مسجد الاقصی توسط اسرئیلی ها ادامه یافت. سپس بین سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ در نتیجه همکاری امنیتی میان پلیس فلسطین و نیروهای اسرائیلی از تب و تاب آن کاسته شد و پس از آغاز انتفاضه الاقصی با شدت بیشتری از سر گرفته شد.

عملیات استشهادی یا انتحاری؟ یکی از مجادلات اولیه درباره عملیاتهای فلسطینی ها، نامگذاری آن است. مقامات رژیم صهیونیستی، آمریکا و برخی از مطبوعات این دسته عملیاتها را «انتحاری و تروریستی» نام نهاده اند. این اصطلاح که دارای بار منفی است، پیشاپیش چنین اقدامی را محکوم می کند. در مقابل فلسطینی ها برخی از منابع عربی و بخش غالب محافل سیاسی، مطبوعاتی ایران به این عملیاتها «استشهادی» می گویند. از این دیدگاه چنین عملیاتهای شهادت طلبانه ای، اقدامی مثبت تلقی شده که توسط فلسطینی ها برای دفاع از خود انجام می شود. اکثریت قریب به اتفاق مراجع شیعه و بزرگان اهل تسنن نیز بر این اقدام صحه می گذارند.

عملیات استشهادی علت یا معلول؟ رژیم صهیونیستی و همفکران آن، عملیاتهای انتحاری را عامل وخامت اوضاع در فلسطین معرفی کرده و تهاجم گسترده نیروهای خود به مناطق فلسطین نشین را یک اقدام واکنشی اعلام کرده است. این در حالی است که موافقین عملیات استشهادی انجام این عملیاتها را پاسخی به اقدامات اسرائیل می دانند. البته در این زمینه میان موافقین عملیاتهای استشهادی اتفاق نظری وجود ندارد. فهمی هویدی نویسنده مشهور عرب در تحلیل عملیتهای استشهادی، ریشه های آنرا در فرهنگ غنی اسلامی پی گیری می کند. وی می گوید هیچکس نمی تواند به احترامی که فرهنگ اسلامی برای زندگی انسان قائل است چیزی بیفزاید. خودکشی به دلیل آنکه بیانگر گواهی و ناامیدی انسان از رحمت و قدرت خداوند است. ایمان انسان را خدشه دار می کند. در عین حال هر کس دیگری را ظالمانه و به ناحق بکشد، طبق تفسیر قرآن مثل این است که تمام مردم را کشته است. در این صورت چگونه می توان گفت که مسلمان برای زندگی ارزشی قائل نبوده و از بین بردن آن تردیدی به خود راه نمی دهد. هویدی در پاسخ به این سوال خود می گوید: فرهنگ اسلامی از آن نوع زندگی دفاع می کند که حق و عدالت و آزادی بر آن حکمفرما باشد و مردم در آن احساس عزت و کرامت کنند. همانطور که مسلمان باید تا آخرین لحظه به آباد کردن زمین بپردازد، تا آخرین رمق از زندگی شرافتمندانه نیز دفاع بکند. لذا کسانی که جان خود را برای دفاع از حق و حقوق خود قربانی می کنند، به عشق مرگ این کار را انجام نمی دهند بلکه جسم و جان خود را قربانی می کنند تا ملتشان زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد. به این دلیل جهاد و مبارزاتی آغاز شد و هر کس را که در راه دفاع از حق، عدالت و کرامت جان خود را از دست می دهد، شهید و مجاهد در راه خدا به حساب می آید. وی می افزاید در مبارزه عادی به رغم میل به شهادت ممکن است آرزوی بازگشت به نزد خانواده وجود داشته باشد اما در عملیات شهادت طلبانه از همان لحظه اول می داند که بازگشتی در کار نیست، پس ارزش آن بسیار بالاتر است. از نظر سیاسی- تاریخی نیز فلسطینی ها که قرنها در سرزمین خود سکنی گزیده بودند در اثر تحولات بین المللی نظیر فروپاشی امپراتوری عثمانی و تلاش انگلیس و آمریکا در سازمان ملل، توسط گروهی از یهودیان از سرزمین خویش اخراج شدند. از سال ۱۹۴۸ که این رژیم شکل گرفت فلسطینی ها از تمامی شیوه ها برای بیرون راندن دشمن از سرزمین خویش استفاده کردند. فلسطینی ها زمانی خود را در قالب گروههای چریکی سازماندهی کردند و علیه اسرائیلی ها جنگیدند و زمانی دیگر در پشت لشکرهای دول عربی به امید پس گرفتن سرزمین های خود تلاش نمودند اما هیچکدام از این شیوه ها مشکل آنها را حل نکرد. به همین منظور عملیات شهادت طلبانه با شکستهایی در دستیابی به یک راه حل سیاسی عادلانه و گسترش دامنه اشغالگری و تشدید عملیات سرکوب و محاصره همراه بود. در این شرایط گویی عملیات شهادت طلبانه راه حلی بود که در نظر آنها جایگزینی نداشت. یک نویسنده عرب می گوید: انسان وقتی می بیند آنهایی که عملیات شهادت طلبانه را محکوم می کنند، حقیقت اشغالگری را که منبع مشکلات و گرفتاریهاست نادیده می گیرند، بی اختیار خشمگین می شود. آنها (محکوم کنندگان) در مورد مسبب اصلی سکوت اختیار نموده، سپس قربانی و نه جنایتکار را آماج انتقادات خودشان قرار می دهند. سپس جنایات وحشیانه ای را که اسرائیلیها در حق فلسطینی ها مرتکب می شوند، نادیده می گیرند. آنها با مشاهده چند قطره خون اسرائیلی قلباً منقلب می شوند اما از کنار آبشاری از خون فلسطینی ها بی اعتنا می گذرند. وقتی می بینند که یک جوان دختر یا پسر فلسطینی برای گرفتن انتقام از کسانی که آنها را به ذلت نشانده اند، خود را منجر می کنند، متنفر می شوند اما در قبال حملات بالگردهای اسرائیلی آپاچی که منازل را ویران و نسلهایی از فلسطینی ها را درو می کنند، کوچکترین عکس العملی نشان نمی دهند. تا قبل از حوادث اخیر فلسطین که به محاصره مقر یاسر عرفات رئیس تشکیلات خودگردان حمله شدید به اردوگاه جنین و محاصره کلیسای المهد انجامید، بسیاری از گروههای فلسطینی تمایل چندانی به عملیاتهای استشهادی نداشتند. آنان معتقد بودند که فضای فراهم شده پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، موجب می شود چنین عملیتهایی دستاویز حمله گسترده به فلسطینی ها شود و امتیازات نیم بندی را که در طول چند سال گذشته بویژه از موافقنامه اسلو و وعده تشکیل دولت مستقل فلسطینی بدست آورده اند را یکجا از دست خواهند داد. اینان از تلاش گسترده آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی هنگام سفر به آمریکا و نیز فعالیت لابی های یهودی در آمریکا بویژه «ایپاک» در قرار دادن گروههای فلسطینی به بهانه انجام عملیات های مذکور در لیست گروههای تروریستی برای اثبات مدعای خویش استفاده می کردند. شارون فلسطینی ها را در ردیف گروه القاعده در افغانستان معرفی کرده و خواستار اقدام همه جانبه ائتلاف جهانی علیه تروریسم به سرکردگی آمریکا شد. در مقابل منتقدین مذکور، اکثر فلسطینی ها به این نتیجه رسیدند که تداوم انتفاضه به شیوه اولیه آن (استفاده از سنگ) دیگر در این شرایط پاسخگو نیست زیرا شارون از فضای ایجاد شده پس از ۱۱ سپتامبر نهایت تلاش خود را برای سرکوب فلسطینی ها، جلوگیری از تشکیل دولت مستقل فلسطینی دستگیر و ترور سران گروههای فلسطینی و – بکار خواهد گرفت و آن رژیم حتی بدون وجود عملیاتهای استشهادی نیز این اقدامات را مرتکب می شود. این استدلال در میان اکثریت قریب به اتفاق فلسطینی ها رسوخ کرده است به گونه ای که «سوها عرفات» همسر یاسر عرفات در مصاحبه ای با تلویزیون ابوظبی از عملیات استشهادی علیه اسرائیلی ها دفاع نموده و گفت اگر خود او فرزند پسری می داشت مسلماً او را روانه می کرد تا علیه اسرائیلی ها به ترور انتحاری دست بزند. برخی از منتقدین عملیاتهای استشهادی بر این عقیده بودند که انحصار خبری غرب موجب می شود کوچکترین عملیاتی علیه اسرائیلی ها بویژه در اماکن غیرنظامی نظیر کافه ها، رستورانها ایستگاههای راه آهن، کلوپ ها و – که معمولاً در موج جدید عملیاتهای استشهادی هدف قرار می گیرند، به سوژه ای تبدیل شود که افکار عمومی جهانی را که قبلاً در جریان انتفاضه سنگ با فلسطینی ها همراه شده بود را منحرف نماید و عملیاتهای اسرائیلی ها را توجیه نماید. موافقین عملیاتهای استشهادی در برابر این انتقاد نیز اینگونه استدلال می نمایند که نگرش جامعه بین المللی نسبت به قضیه فلسطین در اثر این رسانه ها همیشه منفی بوده است و این عملیاتها در نگرش آنها تغییر ماهوی ایجاد نکرده است. برای مثال روزنامه السفیر در این باره می نویسد: وقتی طالبان اقدام به تخریب مجسمه های بودا در «بامیان» کرد، دنیا به جنب و جوش در آمد و یونسکو با صدور بیانه ای آنرا جنایت ضد بشری خواند و خواستار دخالت جامعه بین المللی برای جلوگیری از آن شد اما وقتی بخشهایی از کلیسای المهد به آتش کشیده شد و بسیاری از مساجد و کلیساها ویران گردید و از انتقال مجروحان به بیمارستان جلوگیری به عمل آمد و آب و برق و گاز دهها هزار فلسطینی قطع شد، همه سکوت کردند و چشمهای خود را بستند، همه این جنایات را دیدند اما دفاع از خویشتن به حساب آورده و با اتهام فلسطینیان به انجام اعمال تروریستی آنها را مسول حوادث جاری دانستند. یکی دیگر از موارد انتقاد از عملیاتهای استشهادی آثار آن در تقویت مواضع راستگراها در جامعه اسرائیل است. راستگرایان افراطی که طرفدار بکارگیری حداکثر خشونت علیه فلسطینی ها هستند در این شرایط حمایت افکار عمومی اسرائیل را بدست آورده و بر خشونت خود می افزایند. به زعم منتقدین مذکور، راستهای افراطی اسرائیل در شرایط تداوم عملیاتهای انتحاری اینگونه القاء می نمایند که جنگ آنها علیه فلسطینی ها جنگ بقاء است نه مساله پایان به اشغال. قاعدتاً پاسخ موافقین عملیاتهای استشهادی نیز این خواهد بود که نتیجه سیاستهای جناحهای مختلف اسرائیل هیچ تفاوتی در سرنوشت و وضعیت فلسطینی ها ندارد. راستگرایان و چپگرایان در عمل هر دو به دنبال به تحقق نرسیدن آرمانهای فلسطینی ها هستند. از سوی دیگر موافقین عملیاتهای مذکور می گویند شارون که به قدرت خود می نازید به تشدید فشار بر فلسطینیان پرداخت و عرفات رهبر فلسطینی ها را در رام الله محاصره کرد و به دنبال آن سیاست تشدید اقدامات استراتژیک را در پیش گرفت و مطمئن بود که اسرائیل بالاخره در این جنگ فرسایشی بر مقاومت فلسطین پیروز خواهد شد و وارد آوردن خسارات سنگین به ملت فلسطین باعث می شود بفهمند که راهی جز قدم گذاشتن به مذاکراتی که اسرائیل در آن شرایط خود را تحمیل می کند، ندارد. اما نتیجه جنگ فرسایشی بیشتر از آنچه که به فلسطینی ها ضربه بزند به خود رژیم صهیونیستی ضربه زده است. شارون در اثر تداوم این عملیاتها در یک تنگنای جدی قرار گرفته است زیرا وی هیچ برنامه جایگزینی ندارد. اگر به فلسطین امتیاز بدهد، طبیعتاً آنها امتیازات بیشتری را طلب خواهند کرد و در صورت مذاکره، از موضع قدرت بیشتری صحبت خواهند کرد. در صورتی که وی همچنان به سرکوب فلسطینی ها ادامه دهد با چندین مشکل جدی مواجه خواهد شد. یکی از این مشکلات شدت گرفتن عملیاتهای استشهادی است به هرگونه که آمار این عملیاتها در عرض ۱۹ ماه گذشته نشان می دهد که در زمانی که نیروهای رژیم صهیونیستی با شدت بیشتری مناطق فلسطینی نشین را مورد حمله قرار داده اند، تعداد عملیاتهای شهادت طلبانه بیشتر شده است. در این رابطه انجام عملیاتهای استشهادی توسط زنان، انتفاضه را وارد فاز جدیدی کرده است و کار را برای صهیونیست ها سخت تر کرده است. وفا ادریس دختر ۲۸ ساله ای که در ۲۸ ژانویه ۲۰۰۲ اولین عملیات استشهادی را در یاف انجام داد، هزینه های رژیم صهیونیستی برای مقابله با عملیات کنندگان فلسطینی بسیار افزایش داد. عندلیب تاکافکا دیگر دختر ۲۰ ساله فلسطینی که با منفجر کردن کمربند انفجاری خود موجب کشته شدن ۶ اسرائیلی گردید. پس از اینها، دو زن دیگر فلسطینی در عملیاتهای استشهادی چندین اسرائیلی را کشتند. تصاویر این چهار زن بر روی پوسترهایی نقش بست و اشعاری در مورد آنان سروده شد. «چهار زن انتحار کننده یک تغییر را در فرهنگ فلسطین وارد کردند. پیشرفت بمب گذاری انتحاری از تاکتیکهای فرعی تا استراتژی سازماندهی شده نیز یک تغییر را منعکس می کند. هم اکنون بمب گذاری انتحاری یک خط فکری شده.» در حالیکه نظامیان اسرائیلی به دنبال جوانان فلسطینی هستند که در زیر لباس خود بمب و مواد منفجره به همراه دارند اما ناگهان ممکن است مساله و شکل دیگری به خود بگیرد زیرا ممکن است یک زن دست به چنین کاری بزند. یک کارشناس غربی در این زمینه می گوید: کار وفا ادریس برای اسرائیل شوک آور بود. شما مواظب چند پس جوان بودید که لباس حجیم بر تن داشتند و ناگهان… هر زنی می تواند یک بمب گذار انتحاری باشد. وارد شدن زنان به این میدان ابعاد نا امنی برای رژیم صهیونیستی را بسیار بالاتر می برد. امنیت رکن رکین جامعه اسرائیل است که برای آن هزینه های بسیار زیادی پرداخت می شود. وجود امنیت برای صهیونیست ها بسیار مهم است زیرا در صورت وجود آن درآمد توریسم که برای اسرائیل بسیار مهم است بالا می رود مهاجرین یهودی از نقاط مختلف به اسرائیل مهاجرت کرده و تعادل شکننده جمعیت را در این رژیم حفظ می نماید. بر اساس آماری که خود مقامات تل آویو ارائه داده اند، روند مهاجرت معکوس (بازگشت یهودیان به کشورهای متبوع خود) در طی مدت افزایش ناامنی در ۱۹ ماه گذشته به شدت روند افزایشی داشته است. در آمد توریسم نیز به حداقل خود رسیده است. علاوه بر اینها مقامات رژیم صهیونیستی برای حضور دائم در مناطق فلسطینی و کنترل شهرکها و مناطق یهودی نشین مجبور شده اند که نیروهای احتیاط خود را فرا خوانند. هزینه کل به خدمت اعزام کردن ۲۰ هزار سرباز احتیاط ماهانه بیش از نیم میلیون شیکل (معادل ۲۰۰ میلیون دلار) خواهد بود. افزایش نرخ دلار، کاهش قیمت سهام در مراکز بورس و افزایش خروج ارز از اسرائیل که از دیگر نتایج تداوم عملیاتهای استشهادی است.

چرا زنان فلسطنی دست به عملیات شهادت طلبانه می زنند؟ علاوه بر عواملی که پیشتر در این زمینه گفته شد، زنان بطور خاص دارای تنگناهایی هستند که آنها را مجبور به ورود به این فضا نموده است. یکی از کارشناسان غربی در این زمینه می گوید: در اراضی اشغالی یک بار بسیار سنگین بر دوش زنان گذاشته شده است. شما چند زن جوان دارید که نمی خواهند در نقش لاشخور برای غذا باشند یا سعی کنند تا نخی را یافته و پیراهن پاره ای را بدوزند یا برای تهیه آتش، چوب پیدا کنند. در حقیقت برای آنان زندگی بسیار ابتدایی شده است. زنان فلسطین از نظر روانی و اقتصادی در وضعیت بسیار سختی قرار گرفته اند که «تقاضا برای وضعیت برابر» آنان را به انجام عملیاتهای استشهادی مجبور می کند. یک کارشناس غربی در این رابطه اعتراف می کند که وضعیت موجود در اراضی اشغالی چنان ناامیدی، خشم و تنفری را به وجود آورده است که حوزه فعالیت بمب گذاران بالقوه و اعضای جدید گسترش یافته است. ایت اخراس، زن انتحار کننده فلسطینی به جنبه دیگری از این عملیاتها اشاره می کند. وی در اعتراض به رهبران عرب می گوید: من می خواهم تا بجای ارتش های اعراب که در خواب هستند و نظاره گر جنگ دختران فلسطینی هستند، با اسرائیل بجنگم.

نتیجه گیری عملیات استشهادی به عنوان آخرین شیوه مبارزه مقاومت فلسطین به رغم انتقادات و هزینه هایی که برای فلسطینی ها دارد، گزینه ای بدون بدیل است که توسط فلسطینی هایی که هیچگونه امیدی به جامعه بین المللی برای دفاع از خود ندارند، انجام می شود. از آنجا که به اصطلاح فلسطینی ها چیزی برای از دست دادن ندارند، خود را بصورت «بمب های انسانی» در آورده و «امنیت» که دغدغه اصلی رژیم صهیونیستی را بر هم زده اند. گسترش عملیات استشهادی به داخل مرزهای ۱۹۴۸ و ورود زنان به عنوان عملیات کننده، انتفاضه را وارد فاز جدیدی کرده است که اجباراً توجه جهانیان را به مساله فلسطین. برخی از مهمترین عملیاتهای شهادت طلبانه فلسطینی ها در دوره مذکور به شرح زیر است. لازم به ذکر است این عملیات ها از تاریخ ۱۲ آوریل ۲۰۰۲ به قبل می باشد.

تاریخ تعداد کشته اسرائیلی تعداد مجروح مکان ۱۲ آوریل ۲۰۰۲ ۶ ۵۰ تل آویو ۱۰ آوریل ۲۰۰۲ ۸ دهها نفر ۳۱ مارس ۲۰۰۲ ۱۴ ۴۰ حیفا ۲۹ مارس ۲۰۰۲ ۲ ۲۸ بیت المقدس ۲۷ مارس ۲۲ ۱۴۰ نتانی ۲۱ مارس ۳ ۸۶ بیت المقدس ۲۰ مارس ۷ ۳۰ آفولا ۱۴ مارس ۳ ۲ جاده کارین- نتاریم ۱۲مارس ۲۰۰۲ ۶ ۷ ماتزوا ۱۲مارس ۲۰۰۲ ۱ ۱ کریات سفر ۱۰مارس ۱ نتاریم ۹ مارس ۱۱ ۵۴ بیت المقدس ۹ مارس ۲ ۵۰ نتاینا ۷ مارس ۵ ۲۳ آتزمونا ۵ مارس ۳ ۳۵ تل آویو ۲ مارس ۱۰ ۵۰ بیت المقدس ۱۹ فوریه۲۰۰۲ ۶ ۱ ان اریک ۱۸ فوریه ۳ ۴ گوش قطیف ۱۶فوریه ۲ ۲۷ کارنی شومرون ۱۴ فوریه ۳ ۴ غزه ۱۰فوریه ۲ ۴ بئرشیوا ۶فوریه ۲ ۵ موشاوهامرا ۲۲ ژانویه ۲ ۴۰ بیت المقدس ۱۷ ژانویه ۶ ۳۵ هاورا ۱۳ دسامبر ۲۰۰۱ ۱۰ ۳۰ امانوئل ۲ دسامبر ۲۰۰۱ ۱۵ ۳۶ حیفا ۱ دسامبر ۱۰ ۱۸۸ بیت المقدس ۴ نوامبر ۲۰۰۱ ۲ ۵۰ بیت المقدس ۱۷ اکتبر ۲۰۰۱ ۱ (وزیر جهانگردی رژیم صهیونستی) بیت المقدس ۹ اگوست۲۰۰۱ ۱۵ ۱۳۰ بیت المقدس ۱ژوئن ۲۰۰۱ ۲۱ ۱۲۰ تل آویو

منبع: حوزه

شهید محمد جهان آرا ، فرمانده سپاه خرمشهر بود که خاطره مقاومت جانانه او نیروهای تحت امرش در این شهر ، بخشی از تاریخ ایران است. او به هنگام آزادی خرمشهر ، به خیل شهدا پیوسته بود و همرزمانش بعد از فتح خرمشهر ، به یادش می خواندند: “ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته…”

از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».

بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی.

من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم.

خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در …

و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاضر و آینده تاریخ می باشد؟

ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.

ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود.

ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

منبع: فاتحان